«تو باید از همین لحظهها لذت ببری، همش دارم میگم»
واقعا وضعیتیه اسماعیل. من به معنی واقعیش وصله ناجور ادمام. من باید واسه کوچیکترین چیزا بشینم فکر و تحلیل کنم ببینم پس چرا با قواعد زندگی من یکی نیست؟! چرا بقیه اینجوری نیستن؟!
فکر میکنی چرا به جای سریال بیشتر فیلم میبینم؟؟ چون سریالا طولانین سطحین و عمیق نیستن. ولی فیلم طرف همش یه ساعت و نیم وقت داره تا چیزی که میخواد رو نشون بده.
ولی باید پذیرفت که حتی اگه یه فیلمی عمیق باشه یا یه بازیای، بالاخره بعد از تموم شدن از داستانش بیرون میایم مگه نه؟! بعدش بهش فکر میکنیم تحلیلش میکنیم و بعد میذاریمش توی یه پوشه مخصوص کارایی که تاثیر گذار بودن و مثل کلکسیونمون نگهش میداریم.
رابطه هم همینه. یه روز ممکنه عمیق بشه. یه روز ممکنه مجبور بشیم بپذیریم تموم شده و باید از دریاچهش خارج بشیم. آیا این معنیش این میشه که عکسای طرفو پاک کنیم؟؟ چتاشو پاک کنیم؟؟ یا باز هی شیرچه بزنیم تو همون دریاچه تا دوباره پیداش کنیم؟؟ مگه تا حالا چند تا فیلم تموم شده رو از اول دیدیم؟؟ چند تا بازی که پایانشو دیدیم از اول بازی کردیم؟؟
من به معنی واقعیش فیلمامو سطحی نمیبینم. بضی صحنهها رو میزنم عقب و از اول میبینم تا جزییاتی از قلم نیفتاده باشه. من خیلی آهنگامو چندین دفعه پلی میکنم متنشونو میخونم و برای خودم ترجمه میکنم. من باهاشون وایب میگیرم. من بازیامو یه دست میرم ولی شبی یکی دو ساعت چون میخوام واقعا بازی رو عمیقا درک کنم. بفهمم تو این ماموریت داریم چیکار میکنیم چرا این کارو میکنیم و همین جوری رد نمیکنم.
عاح....... من وقتی عاشق میشم همه جوره صدمو وسط میذارم. البته الان رو خودم کار کردم که حداقل تموم وقت و انرژیمو پاش نذارم. باید یه صدی بذارم که منصفانه باشه درش «حس و لذت» باشه نه فشار :)
ولی همهی اینا گذریه. به قول خودش فقط یه لحظهن. نه زندگیت عوض میشه نه میتونی تا ابد زندگیش کنی.